نسخه مناسب چاپ

رمان زنده‌رود در تکریت تألیف بابک طیبی داستان دربندی روحانی آزاد شده ایرانی سیدمحمود هاشمی‌ده‌سرخی از زمان مجروحیت و اسارت و نقش این روحانی آزاده و کمک به مجروحان اسیر ایرانی در بهداری و  آسایشگاه اردوگاه‌های بعث عراق می‌باشد.

این حرف‌ها را توی آسایشگاه، بهداری یا در بیگاری‌های بیرون و داخل اردوگاه می‌زدم؛ تک تک و رو در رو دو نفره. بعضی حرف‌ها را باید دونفره زد؛ مثل حرف‌های دل، مثل حرفایی که با تنهایی آدمی سروکار دارد. نمی‌شود در جمع گفت که یکی مزه‌ای بپراند و دیگر مزه‌ای دیگر و اصل حرف، مثل سکه قیمتی توی لجن‌های جوی گم شود؛ مخصوصاً که از آن همه اخلاق‌های مختلف، نمی‌شد توقع شعور جمعی در گفت‌وگو داشت. حرف اگر حرف باشد، گیاه روند است؛ پونه و نعنا است که یک شاخه‌اش می‌افتد در خاک و ساقه‌های زیرزمینی می‌زند و باز پونه‌ای دیگر سر بر می‌آورد و نعنای دیگر بو یکباره می‌بینی یک دشت رفته زیر سبزی پونه، زیر سبزی نعنا!

 

 

نظرات شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظرات کاربران